مبعث رسول اکرم (ص) مبارک باد
اول از همه مبعوث شدن رسول الله (ص) را به امام زمان(عج) و عموم مسلمین تبریک عرض می کنم
بعد از مدتها دوری از این وبلاگ دوباره به لطف خدا سعی کردم شروع کنم
مثل طراحی

فرهنگ انتظار
اول از همه مبعوث شدن رسول الله (ص) را به امام زمان(عج) و عموم مسلمین تبریک عرض می کنم
بعد از مدتها دوری از این وبلاگ دوباره به لطف خدا سعی کردم شروع کنم
مثل طراحی


نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه شاه تشنه لبان بر جدال طاقت داشت
هوا زجور مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد
شهادت شاه مظلوم کربلا را یه یگانه منجی عالم و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم
التماس دعا
<< بسم الله الرحمن الرحيم>>
<یالثارات الحسین (علیه السلام)>
اول از همه شهادت امام باقر(علیه السلام) را به محضر امام زمان (عج) و عموم شیعیان تسلیت عرض می نماییم
این بحث ادامه ی بحث گذشته هست که به بررسی جنبه مصباح الهدایی امام حسین (علیه السلام) پرداخته شده و پیشنهاد بنده اینه که اگر تا الان مطالب رو دنبال نکردید و نخواندید این مطالب رو دنبال کنید که واقعا از دست میدهید
به کلام آن پير زن بيشتر نگاه مي کنيم ، از کلامي که نقل کرد ، مي خواهيم نتيجه اي بگيريم ، چه نتيجه اي ؟ اينکه ، نتيجه خون امام (ع) و پرداختن به خون امام ، حماسه است . نتيجه نور امام (ع) و پرداختن به نور امام ، هدايت است . در يک جامعه هم هدايت بايد باشد و هم حماسه . يک جامعه بيشتر از آن که به حماسه نياز داشته باشد به هدايت نياز دارد . انسان بيشتر از آن چيزي که به حماسه نياز دارد به هدايت نياز دارد . در ماجراي کربلا ، نگاه مي کنيم ، زينب (س) به چه چيزي توجه داشت ؟ اگر او مي خواست به شهادتها توجه داشته باشد تمام چيزهايي که مي ديد برايش درد بود . دقت بکنيد ، ديدن صحنه دلخراش براي انسان دردناک است ، چه برسد به اينکه او دو فرزندش ، محمد و جعفر ، در کربلا شهيد شدند . با اين حال براي آنها جلو نيامد ، بالاي سر آنها نيامد . زمانيکه برادرزاده اش ، علي اکبر ، شهيد شد ، بالاي سر برادرزاده اش آمد . زينب کسي است که امام (ع) جنازه آن طفل شش ماهه را به او تحويل دادند . جنازه اي که تير در گلويش است و احياناً نفسهاي آخر را مي کشد و يا کشته شده و بعد در دستش بگيرد . ببينيد چقدر رقت بار است . اگر ايشان از صحنه کربلا هيچ چيز نديده بود و فقط همين يک صحنه را ديده بود ، بعداً از ايشان سؤال مي شد که کربلا را چگونه ديدي ؟ مي گفت : هيچ مصيبتي را بالاتر از اين نديدم ، هيچ دردي را بالاتر از اين نديدم . همان يک صحنه کافي بود که انسان چنين جمله اي بگويد . خب ، زينب يک درد چشيده است ، يک مصيبت چشيده است ، حال آن ملعون از او سؤال مي کند که ماجرا را چگونه ديدي ؟ او هم مي گويد سراسر درد و مصيبت بود ؟ به اين توجه کنيد . هيچ کس از شاهدان کربلا به اندازه زينب (س) درد نکشيده است ، الان مي گويد جز درد چيز ديگري نديدم ؟ ببينيم در آنجا چه جوابي مي دهد . زماني که آن ملعون سؤال مي کند که اين ماجرا را چگونه ديدي ؟ زينب (س) مي فرمايد : ما رأيت الا جميلا ! 1فوري سؤال مي کنيد ، بله !؟ مگر ايشان درد نکشيد ؟ مگر آن همه صحنه هاي دردناک را نديد ؟ اين حرف چيست که ايشان مي زند ؟ مي گوئيم ، نه ، صبر کنيد ، زود قضاوت نکنيد ، او عاقل است . او مي فهمد که چه مي گويد ، صحنه هايي را که زينب (س) ديد ، دردناک بود . چرا زينب (س) مي فرمايد : مارأيت الا جميلا !؟ ـ جز زيبايي چيز ديگر نديدم !؟ ـ زيرا آن صحنه ها را نديد . مگر ممکن است !؟ مگر ممکن است که زينب (س) آن صحنه ها را نديده باشد ؟ پس چه ديده است ؟...
"بسم الله الرحمن الرحیم "
کم کم نزدیک به ماه محرم می شویم ماهی که اسلام به برکتش زنده و پابرجاست
برای بهتر آماده شدن و درک بهتر از این ماه یکم به صاحب این ماه و ارزشهای آن می پردازیم تا آمادگی ما برای ورود به این ماه مهیا بشه انشاالله.

ما وقتي که از امام حسين صلوات الله عليه صحبت مي کنيم معمولاً از فضايل اخلاقي ايشان ، از رفتارهاي اجتماعي ايشان ، از حالات ايشان ، از جنگ آوري ايشان در جنگيدنشان با دشمن ، صحبت مي کنيم . در کتابهايي که شيعيان مي نويسند ، اگر دقت بکنيم معمولاً اين جنبه ها به چشم مي خورد . جنبه هاي اجتماعي کربلا ، تأثيرات اجتماعي که کربلا گذاشت ، اينها يعني جنبه هاي دنيايي . ثمرات اخلاقي کربلا ، نتايج اخلاقي اي که از کربلاييان نتيجه مي گيريم ، اينها يعني جنبه هاي اخلاقي . جايگاه اخلاق ، برزخ است و ما اخلاقيات را با اينکه از جنس برزخ هست ، نه به گونه برزخي آن ، بلکه به گونه اي که در دنيا پياده مي شود ، نتيجه مي گيريم . يعني حتي اخلاقيات انجام شده در کربلا را در حد دنيا نتيجه مي گيريم . چه چيزي مي خواهم عرض کنم ؟ اين موضوع که برداشت ما از کربلا ، يک برداشت دنيايي است ، در حد دنيا برداشت مي کنيم . در حاليکه کربلا و کلاً ماجراي امام حسين صلوات الله عليه هم جنبه دنيايي دارد ، هم جنبه برزخي و ـ مي رود بالا تا ـ جنبه هاي بالاتر از جمله اعلي عليين . از اين همه جنبه هاي مختلف ـ درجات مختلف ماجراي کاروان امام (ع) و روز آخر يعني عاشورا ـ ما فقط جنبه هاي دنيايي آن را برداشت مي کنيم . خوب البته در همين قسمت هم يکي برداشت بهتر ، و يکي برداشت ضعيف تري دارد . يکي برداشت مي کند که امام (ع) به خاطر حکومت جلو رفتند و موفق نشدند و سرانجام شهيد شدند . چنين شخصي برداشت خيلي محدودي مي کند . يکي مثل شهيد مطهري مي آيد و ماجراي کربلا را تنزيه مي کند ، يعني مي گويد اين مسايل در آن نبوده ، آن مسايل در آن نبوده ، اين مسايل به کربلا مي خورد ، آن مسايل به کربلا نمي خورد ، اينطور فکر نکنيد ، آنطور فکر نکنيد . صحنه را آماده مي کند ، از زوائد تميز مي کند . زحمتي که شهيد مطهري رحمت الله عليه و اعلي الله مقامه در مورد کربلا کشيد خيلي زياد بود . زحمتي که ايشان کشيد واقعاً زحمت زيادي بود . تفکري که قبل از کتاب حماسه حسيني در مورد عاشورا بود ، تفکر خالي از اشکالي نبود و اگر آن تفکر مي خواست ادامه پيدا کند ، شايد بشود گفت که قطعاً در نتيجه انقلاب اثر مي گذاشت و انقلاب را يک انقلاب عجيب و غريبي مي کرد ، که خيلي زوائد و مقوله هاي ناجور در انقلاب وارد مي شد . نقش آن سخنرانيها که بعداً تحت عنوان کتاب حماسه حسيني منتشر شد ، در هدايت کردن مسير انقلاب خيلي زياد بود . البته بعضي از علما هم کتاب مي نويسند و بيشتر به تاريخ کربلا و ذکر بعضي از فضايل مي پردازند ، به آنها زياد کاري نداريم . رهبر معظم انقلاب يک سخنراني داشتند در مورد بررسي ريشه هاي ماجراي کربلا که ظاهراً در 28 ارديبهشت سال 77 بود . اين بحث ، بحث جديدي نبود ، خيلي ها قبل از ايشان به اين بحث پرداخته بودند ولي آن گونه اي که ايشان به اين بحث پرداخت اگر دقت کنيم و يک بار آن متن را بخوانيم ، چنان اثري در انسان مي گذارد که سه جلد کتاب حماسه حسيني ، نمي تواند چنين اثري در انسان بگذارد . وقتي کساني که معارف را نوشيده باشند صحبتهاي اين چنيني را از رهبر معظم انقلاب مي شنوند مي گويند اين آقا کيست ؟ استادش کيست که اين چيزها را به او ياد داده است ؟ و حتي اين زمان که نگاه مي کنيم کسي قويتر از ايشان ، نمي تواند ماجراي کربلا را تحليل بکند و برداشت بکند . اين که عرض مي کنم نه به لحاظ تعصب ، بلکه به لحاظ تحقيق و آشنايي با کلام محققين و نويسندگان و خطبا و کسان ديگر ، ـ ديگر علما ـ است . کلام ايشان واقعاً از کلام ديگران قويتر است . تحليلي که ايشان داشتند ، يعني علل انحطاط اسلام و علل بپا شدن ماجراي کربلا ، واقعاً تحليل قويي است . يکبار ديگر تأکيد کنم ، همان يک سخنراني که ايشان داشت ، مطلبي که از آن سخنراني به انسان منتقل مي شود و اثري که مي گذارد از مجموع سه جلد کتاب حماسه حسيني بيشتر و قويتر است و کربلا را بيشتر به روي انسان باز مي کند ، بهتر و زيباتر به روي انسان باز مي کند . و اما آن چيزي که مد نظر بود که خدمت شما عزيزان مطرح بکنم ، اين است که ما عموماً از خون امام حسین صلوات الله عليه صحبت مي کنيم و سعي مي کنيم تأثيراتخون امام حسین صلوات الله عليه را بررسي کنيم . با دقت در کتب علما ، معمولاً اين جنبه به چشم مي خورد . تأکيد علماي شيعه بر خون امام حسین صلوات الله عليه ، قداست خون ايشان و تأثيرات خون ايشان است . در کتابها که نگاه مي کنيم از آثار خون ايشان از خون خواهي ايشان صحبت مي شود . مي گوييم مردم به خون خواهي امام قيام کردند . مردم قيام کردند چون نتوانستند شهادت ايشان را تحمل کنند ، مردم قيام کردند . کل ماجرا پيرامون خون امام حسین صلوات الله عليه است . اگر همه اينها را جمع و جور کنيم و بخواهيم براي اين انشاء يک عنوان بگذاريم ، بايد اين عنوان را بگذاريم : " خون امام حسین و تأثيرات آن در در دنيا " . ماجرا از جايي شروع شد که يک بنده خدايي مي گفت که : حدود دو ماه بعد از فوت آن پيرزن ، او را ديدم ، مي گفت ايام محرمي بود ، شبي بود و در جمع دوستان نشسته بودم و در حال خودم بودم . ديدم او عصازنان مي آيد . پرسيدم فلاني ، هر کسي در مورد امام حسين صلوات الله عليه چيزي مي گويد ، شما چه مي گويي ؟ با لحن خودش گفت : خب ننه ، مگر نمي داني چه کار کرد ؟ جوان گفت : نه ، شما بفرماييد . با دستش اشاره کرد به سمت بالا ، حسين آن بالاها را روشن کرد ، آن بالاها را با نور خودش ظاهر کرد ، آن ظهور در حال پايين آمدن است ، وقتي به زمين برسد ، ظهور امام زمان است ننه ! خداحافظي کرد و رفت . جوان مي گويد در کلامش دقت کردم ، آن پيرزن چه گفت ؟ آن پيرزن چه گفت ؟ امام حسين صلوات الله عليه با ماجراي قيامش و بخصوص آن روزهاي آخر و بخصوص آن دقايق آخر ، آن بالاها را ، آن عوالم بالاتر را با نور خودش ظاهر کرد . آن ظهور نور در حال حرکت به سمت پايين است و هر چه پايين تر مي آيد بيشتر اثر مي گذارد وقتي به زمين برسد ، به دنيا برسد ، ظهور امام زمان (عج) را ناشي مي شود . مي گفت بلافاصله يک حديث يادم آمد : " ان الحسين ـ و در ادامه حديث مي فرمايد که ـ مصباح هدي "1 ، گفتم گرفتم [متوجه شدم] . آن پيرزن يکي از قويترين مطالب در مورد امام حسين صلوات الله عليه را گفت . ما به خون امام و اثرات خون امام مي پردازيم ، او به نور امام و اثرات نور امام مي پردازد . دقت بکنيد . خوب هر دو جنبه در احاديث آمده ولي کدام جنبه قويتر است ؟ کدام جنبه درجه اش بالاتر است ؟ خون امام (ع) جنسش جنس دنيا است ، نور امام (ع) جنسش ، جنس بالاهاست . کدام يکي قويتر است ؟ کدام يکي باذن الله اثر گذارنده تر است ؟ شيعه به کدام يکي از اين دو تا بپردازد ، بيشتر برايش خاصيت دارد ؟ بيشتر برايش اثر تربيتي دارد ؟ عرضم اين نيست که ما به خون امام (ع) نپردازيم ، نه ، هر کدام تأثيرات خاص خودش را دارد . ولي آيا بهتر نيست که بيشتر از آن که به خون امام (ع) مي پردازيم ، به نور امام (ع) بپردازيم ؟ اين همه مگر نمي بينيم ؟ در هر مسجدي و در هر تکيه اي که مي رويم نوشته شده : " ان الحسين مصباح هدي " . مصباح يعني چه ؟ يعني چراغ پر نور . يعني نور افکني که روشن است و هدايت از آن تشعشع مي کند و ساطع مي شود . نور افکن بزرگي که روشن است و مردم تحت نور آن ، هدايت مي شوند . بسوي چه چيزي هدايت مي شوند ؟ آن پيرزن گفت که اگر پايين برسد ، ظهور امام نتيجه گرفته مي شود . يک ذره دقت بکنيم ، ظهور امام . فيلم عکاسي را چگونه ظاهر مي کنند ؟ يک ذره دقت بکنيد ، همين صحنه ، اگر تاريک باشد ، چگونه ظاهر مي شود ؟ زماني که نور افشاني بشود . اگر اين اطاق ، اين شبستان تاريک باشد در اثر نور افشاني روشن مي شود ، درست است ؟ ظهور اين شبستان با نور افشاني ميسر است . ظهور امام زمان(ع) هم با نور افشاني ميسر است . با نور افشاني کدام منبع نور ؟ مي گفت کلام آن پيرزن اثر عجيبي بر من گذاشت . خيلي تأثير داشت . از عجيب ترين جملاتي بود که تا به حال شنيده بودم و آن نتيجه اي که گرفته شده بود . شما بايد بيشتر از آن که به خون امام و تأثيرات آن مي پردازيد به نور امام (ع) و تأثيرات نور امام (ع) بپردازيد . خوب ساعت حوالي ده و نيم است . اين هم چيزي بود که اين بازرگان در خلال ايام شنيده بود و خواست در اين شب در اين کاروانسرا برايتان بگويد . اي بازرگانان ، شما که به دنبال تجارتهاي مختلف هستيد آيا اين کالايي که امشب عرضه شد ارزش اين رادارد که شما خريداري کنيد ؟ بخريد يا نه ؟ اگر مي خواهيد ، اين معرفت را به قيمت يک صلوات مي فروشم . اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ، اگر هم نخواستيد ، نمي خواهد پس بدهيد ، همانجا بگذاريد ، آيندگان بيايند ، بگيرند و ببرند . به هر حال آن کسي که به ما داد خيلي ارزان فروخت ، خيلي ارزان ، آورد ، داد دستمان و پول هم از ما نگرفت و رفت ، ما هم مي خواستيم که رعايت کنيم ، سود زيادي روي آن نکشيم ، لذا گفتيم شما يک صلوات بفرستيد ، او از من طلب صلوات هم نکرد ، من به اندازه يک صلوات روي آن کشيدم . دوستان من ، بهترين چيزها را خريد کنيد ، بهترين چيزها را در اين دنيا خريد کنيد . بازرگان چکار مي کند ؟ مي آيد در اين شهر ، يک چيزي مي خرد ، مي برد در آن شهر آن طرف و مي فروشد . در زمان قديم چطور بود ؟ مي رفتند يمن ، عقيق يمني مي خريدند ، مي آوردند ايران مي فروختند . مي رفتند هند ، فلفل و ادويه جات و اينها مي خريدند و يا عاج فيل و پر طاووس و اين طور چيزها ، مي آوردند اينجور جاها مي فروختند . چون اينجور جاها خريدار داشت . يک چيزي در اين دنيا بخريد که در آخرت خريدار خوبي داشته باشد . خريداران آنجا صف کشيده اند ـ اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ـ ، دانه دانه بازرگانان مي آيند آنجا . يک کالايي را در اينجا بخريد که در آنجا خريدار داشته باشد . اين همه راه تا آنجا حمل مي کنيد ، اولاً آن کالا را از دست ندهيم ، سالم برسانيم و کالايي باشد که نزد آن خريداران در آن شهر ارزش داشته باشد . نمي خواهد پر طاووس بخريد ، نمي خواهد که عاج فيل بخريد ، معارف را بخريد ، ايمان و عمل صالح بخريد ، زيباترين ارزشها را در اين دنيا کسب کنيد ...
ادامه دارد...
یک سوال
نوع حکومت امام زمان (عج) چه نوع حکومتی است ؟
ا- خداسالاری (توضیح)
۲-دین سالار مردمی (توضیح)
۲- مردم سالاری دینی (توضیح)
۳- مردم سالاری (توضیح)
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
فرخنده میلاد امام رضا (علیه السلام ) را به خدمت منور امام عصر(عج) و عموم شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نماییم
