تبليغاتX
یگانه منجی
سوال
سلام

یک سوال

نوع حکومت امام زمان (عج) چه نوع حکومتی است ؟

ا- خداسالاری (توضیح)

۲-دین سالار مردمی (توضیح)

۲- مردم سالاری دینی (توضیح)

۳- مردم سالاری (توضیح)

 

2 نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:52  توسط پوریا  | 

بجز زمينه ساز ظهور، احدي نمي‏تواند شيعه باشد.

ما دشمن زياد داريم ، دشمني که از اول انقلاب آن را ناديده گرفتيم ، بزرگترين دشمنمان را ناديده گرفتيم، بزرگترين دشمني که در خانه هايمان است، در زندگي مان است، در بدن ما رفت و آمد دارد، در افکار ما تاثير گذار است، ناديده مي گيريم.

دشمن تقوا را مي‏برد، تقوا نمي‏تواند ما را از شر شياطين نجات دهد. تقوا سپر است، اما نه سپري که ما را از دست شياطين نجات دهد.

ما نمي‏توانيم با تقوا جلوي شياطيني که دارند بيدار مي‏شوند را بگيريم، ما با تقوا نمي‏توانيم حتي خودمان را در مقابل اينها حفاظت کنيم ، چه برسد به خانواده مان، چه برسد به جامعه مان.

ما نمي‏توانيم با دعوت به تقوا جامعه را نجات دهيم، البته جامعه را بسيار به تقوا دعوت کن اما مقدم بر جامعه، خانواده‏ات و مقدم بر خانواده‏ات خودت را به تقوا دعوت کن. تقوا زمينه است، ولي آن چه اسلحه‏اي است که ما را در اين شرايط نجات مي‏دهد. شيعيان! دشمنان سالهاست که بيدار شده اند، بياييم ما هم بيدار شويم.

 ای متفکرین جامعه 

 پيوسته دنبال اين نباشيد که مظاهر دشمني دشمن را بشناسيد و بخواهيد اين مظاهر را به مردم معرفي کنيد و به مردم بگوئيد که بايد مقابل اين مظهر يا آن مظهر ايستاد و سربازي کرد.

 امام(ره) در زمان انقلاب به اين صورت رفتار نکرد، من و شما ياد بگيريم، در آن فضايي که فرهنگ جامعه، فرهنگ منفي بود و به سرعت در حال پيشروي بود، امام(ره) آن تفکر ناب و آن اسلام نابي را که نوشيده بود، مطرح کرد. در دام دشمن نيفتاد، ايشان نرفت جلوي موضوعاتي که دشمن بپا کرده بود، سنگر بندي کند، بلکه خود ايشان لشگري از ارزشها را به راه انداخت و حرکت داد، و در نتيجه با اين گونه رفتاري که امام(ره) داشت، ديديم که حق پيروز شد.

 پس در اين زمانه اصرار نداشته باشيد که ما بايد دقيقا" بدانيم دشمن چه کار مي‏کند، و دقيقا" بياييم جلوي آن شيطنت دشمن را سد کنيم، نه، نمي‏خواهد اين کار را بکنيد. اي خوبان جامعه، انديشمندان جامعه و اي عقلاي جامعه! شما بياييد روش زمينه سازي ظهور را ياد بگيريد، شما بياييد روش زمينه سازي ظهور را از درون آيات و احاديث ياد بگيريد، با موضوع آشنا شويد، ابزارهاي لازم براي زمينه سازي ظهور را از درون قرآن و سپس از احاديث ذيل آيات مربوط به زمينه سازي ظهور ياد بگيريد، تا حدي که برايتان کاملا" تبيين شود ماجراي ظهور چيست؟

چرا بايد ظهور صورت گيرد؟

چگونه زمينه سازي ظهور انجام مي‏شود؟

به اين موضوع اشراف داشته باشيد و خودتان، تمام جنبه هاي وجوديتان و زندگيتان را بر اساس اين موضوع بگذاريد و جامعه تان را به اندازه توانتان در اين مسير حرکت دهيد.

 در اين زمانه شيعه، فقط در يک کلمه خلاصه مي‏شود، در زمينه ساز ظهور.

به اين جمله بسيار توجه کنيم و حواسمان باشد،

بجز زمينه ساز ظهور، احدي نمي‏تواند شيعه باشد.

 چرا؟ چون شيعه کسي است که اهل بيت(ع) را در عمل پيروي کند. در اين زمان اهل بيت(ع) مشغول زمينه سازي هستند، ما مشغول چه کاري هستيم؟

 شيعه در اين زمان مساوي است با زمينه ساز ظهور. آن کسي که در کنج خانه مي‏نشيند و مشغول مطالعه، مشغول کتاب نوشتن مي‏شود، و بنا ندارد براي زمينه سازي کاري کنند و يا اگر آن شخص مي‏گويد که اهل بيت(ع) را در قلبم دوست دارم، ليکن عملا" چنين رفتار نمي‏کند، او زمينه ساز نيست، به عبارت ديگر او شيعه نيست.

 او يک محب است ولو اينکه پنجاه سال درس دين خوانده باشد، ولو اينکه بخواهد تشيع را بهتر از من و شما از طريق آيات و احاديث مطرح کند، گول نخوريم، او يک محب است، طبق محبتش نسبت به اهل بيت(ع) يا مشغول درس است يا مشغول کتاب نوشتن و... او شيعه نيست.

 در اين زمان بسيجي يعني زمينه ساز ظهور.

در اين زمان سپاهي يعني کسي که در زمينه سازي ظهور پيش قراول مي‏شود. بجز اين، سپاهي، سپاهي نيست.

ارتشي در اين زمان يعني کسي که در زمينه سازي ظهور وزنه‏اي شده و دارد از ديگر اقشار اين جامعه سبقت مي‏گيرد.

عالِم در اين زمانه يعني کسي که به زمينه سازي ظهور و جنبه‏هاي مختلف زمينه سازي علم دارد، اشراف دارد و سعي مي‏کند اين علم و اشرافش را به ديگران انتقال دهد.

  اگر یک مسیحی می خواست در مورد شیطان فیلم درست کند حتما حضرت مسیح (ع) را می آورد و ابتکار عمل را فقط به شیطان نمی داد ولی برای صدا سیما افت دارد که امام زمان (عج) اثر گذار باشد. 

این نوع نگرش واقعا خدایی است . خدا برای خوبان صحنه را درست می کند نه این که حالا چون شیطانی آمده فرد مثبتی را بیاوریم تا جلو مسائل را بگیرد .

 خدا چون موسایی می خواست بیاورد فرعون و لشکریانش را ساخت و حضرت موسی ع فرعون را نابود کرد و این باعث رشد موسی (ع) بود .

خدا می خواست حبیبش رسول الله (ص) را به عرصه دنیا بیاورد بنا براین محیطی پادگانی در مکه درست کرد تا فضای رشد حبیبش باشد . حتی بدترین بدها هم در همان زمان آورده می شوند .

ای کاش در سریال اغماء نقش امام زمان عج و اهل بیت عصمت و طهارت پررنگ یود .

امام عالم مدیر تمام عالم است . هیچ عمل جن و انس از امام ع مخفی نمی ماند


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 22:20  توسط پوریا  | 

دخان چیست؟
دخان چیست؟ چند حدیث در مورد دخان را در زیر از کتاب معجم امام زمان آقای کورانی آورده ایم 235 - قال : قلت يا رسول الله : وما آية الدجال ؟ قال : يسمع له ثلاث صيحات ودخان يملاما بين المشرق والمغرب فأما المؤمن فيصيبه زکمة ، وأما الکافر فيصير مثل السکران يدخل في منخريه وأذنيه وفيه ودبره ...

 گفت: عرض کردم اي رسول خدا! نشانة دجال چيست؟ فرمود ازاوسه فرياد(صيحه) شنيده شود ودخاني (دودي) که بين مشرق و مغرب را فرا مي‌گيرد. پس مؤمن دچارزکام مي شود و کافران مثل افراد مست شوند که داخل بيني‌هايشان و گوشهايشان و درونشان و دبرشان شود...

عموم انسانها در عالم مادی بسر می برند و جنیان و شیاطین و موجودات دخانی در عالم دخان زندگی می کنند...

شما اگر صبح تا شب بنشينيد و بخواهيد تقوا را رعايت کنيد، شب هنگام، جوجه شيطاني مي‌آيد و در مقابل شما و در هاله ثاني شما، تصوير نامحرمي را ايجاد مي‌کند. هاله ثاني آن چيزي نيست که در بعضي از عکسها،‌ شما آن را مي‎بينيد و از آن عکس مي‌گيرند، هاله ثاني جنسش از جنس عالم دخان است ...

 هر کسي کمي فکرش را جمع مي‏کند و شيطاني يک نعلبکي نزد او حرکت بدهد، مي‏گويد: من روح فلان ولي خدا، فلان روح ـ مثلا روح متکامل ـ را احضار کردم. نه آقا، شما خواستي حواست را جمع کني، با يک فرد غير مادي ارتباط برقرار کني، حضرات شياطين مي‏گويند که چه کسي بهتر از ما؟! زحمت نکش، ما خودمان مي‏آييم. شما چه کسي را مي‏خواهي؟...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 22:46  توسط پوریا  | 

اخلاقيات مهدوي را کي مي تواند به من ياد بدهد؟

 

يک کسي را معرفي کنيد که به من اخلاقيات مهدوي بياموزد، من را با اخلاقيات مهدوي تربيت کند. فلان آقاي عابد؟ آن آقا مدام دارد گريه مي کند. اخلاقيات اهل گريه را اگر مي خواهي، برو نزد آن آقا. ولي در اخلاقيات مهدوي، بلند شدن، بپاخاستن و حرکت کردن هست. در اخلاقيات مهدوي، قيام کردن و به قيام کشاندن مردم هست. در اخلاقيات مهدوي، کلام يک شخص مهدوي نافذ است. انسان خفته را از خواب بيدار مي کند، نه انسان بيدار را به خفتن بکشاند. در اخلاقيات مهدوي، چهرة اين فرد که مهدوي است، اشبه به مهدي است. مهدوي را وقتي ببيني، شکل ظاهري اش را نگاه مي کني، به شکل دوستت است.

 

مهدوي را وقتي ببيني، شکل ظاهري اش را نگاه مي کني، به شکل دوستت است. چهره برزخي اش را نگاه مي کني، الله اکبر. چرا من اين آقا را اين شکلي مي بينم؟ به شکل انسان است؟ بله، مدتهاست به شکل انسان است، ولي به شکل کدام انسان؟ اشبه به مولايش مهدي شده، مگر مي شود؟‌ نشنيدي مولايمان اباعبدالله عليه السلام روز عاشورا فرمودند: خدايا! اين جوان که دارد به سمت دشمن مي رودـ علي اکبر عليه السلام ـ "اشبه الناس خَلقا و خُلقا و منطقا برسول الله" است. چرا نشود؟ چرا من اشبه به مولايم مهدي نباشم؟ چرا چهره برزخي من ـ ما چهره برزخي را مي گوييم چهره اخلاقي؛

چون معمولا نتيجه اخلاقيات انسان است. براي اينکه واضحتر باشد مي گوييم چهره اخلاقي. درست است که جنسش جنس برزخ است، ولي چون نمود اخلاقيات انسان هست، مي گوييم چهره اخلاقي ـ کي مي تواند به من اخلاقيات مهدوي بياموزد؟‌ زماني که نيمه شعبان رسيد، ملائک من را با مولايم مهدي اشتباه بگيرند. چطور وقتي امام حسين صلوات الله عليه به علي اکبر نگاه مي کند، او را بسيار شبيه به رسول الله مي يابد و مي فرمايد:

هر وقت ما دلمان براي سيدمان رسول الله تنگ مي شد به ايشان نگاه مي کرديم؟ چرا مولاي من مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به چهره من نگاه مي کنند، ياد امام حسين صلوات الله عليه نيفتند؟ ياد حضرت رسول الله(ص) نيفتند. ياد فاطمه زهرا سلام الله عليها نيفتند؟ جوان! شما بايد اينطور بشوي. چقدر تو اين مسير رشد داده شديد؟ آيا تعاليمي که در جامعه رواج دارد به اين سو هست؟ دعوت به تقوي چقدر نمود دارد در جامعه؟...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 21:10  توسط پوریا  | 

دابه چیست ؟
نقل قول(سخنرانی با خلاصه)

 

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ ربّ الْعالَمِينَ

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ

إِيَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاکَ نَسْتَعِينُ

إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ

صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ

غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ

 

مولي اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند: "ديگران رجعت مي‌کنند و من رجعتها دارم". ايشان در آخر الزمان بارها به دنيا رجعت مي‌کنند و دقيق ترِ مطلب اين است که بگوئيم: "به‌صورتهاي مختلف" به دنيا رجعت مي‌کنند.

 موضوع اين نيست که ايشان الزاماً با يک وجهي و يا با يک جسمي تشريف بياورند و چند صباحي در دنيا زندگي کنند و سپس فوت کنند يا شهيد شوند و بروند و پس از مدتي با جسم ديگر رجعت کنند.

ـ هر چند که در بعضي از اوقات، اين ماجرا نيز واقع مي‌شود ـ بلکه موضوع عمده اين است که" ايشان به صورتهاي مختلف رجعت مي‌کنند.

 " اولين جلوه رجعتهاي ايشان به صورت "هادي" است.

 دومين جلوه رجعتهاي ايشان ـ يعني دومين جلوه‌اي که معرفي مي‌کنيم ـ به صورت" نوري" است که از جنس فضاهاي بالاتر و از جنس عوالم بالاتر است ولي در دنيا نمود مادي دارد. اين نور رفتارهايي از جنس عوالم بالاتر را نشان مي‌دهد.
...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:36  توسط پوریا  | 

استنادات مطلب بالا

استنادات مقاله بالا


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:16  توسط پوریا 

میلاد امام حسین ع میلاد امام سجاد ع میلاد حضرت عباس ع

 

 

میلاد امام حسین علیه السلام مبارک باد

 میلاد امام سجاد علیه السلام مبارک باد

 میلاد حضرت ابوالفضل علیه السلام مبارک باد

2 نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:27  توسط پوریا  | 

مبعث سید ما رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم

سالروز مبعث بر همه مسلمانان و بلکه بشریت مبارک باد

انبیا از حضرت آدم ع گرفته تا سید ما رسول الله آمدند تا برنامه های الهی را پیاده کنند .

از زمان حضرت آدم ع تا قبل از ظهور تعلیم و تربیت بشر جزو برنامه های انبیا بوده است ولی به طور کامل موفق نشدند. به طوری که مجبور بودند قوم خود را عذاب کنند یا به نتایج کافی نمی رسیدند و یا عمرشان کفاف نمی داد .

حالا سوال اینجاست که آیا اینها ضعیف بودند یا نعوذبالله وظیفه خود را درست انجام نداده اند ؟

آیه ای در قرآن است وقتی که حضرت ابراهیم ع خانه کعبه را تمام می کند دست به دعا برمی دارد و دعا میکند که :

رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِکَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ يُزَکِّيهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَکيمُ (129)بقره

پروردگارا! در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بياموزد، و پاکيزه کند؛ زيرا تو توانا و حکيمي (و بر اين کار، قادري)!»

که منظور سید ما رسول الله (ص) است و خدا این دعا را مستجاب کرده البته جای تزکبه کردن و تعلیم کتاب وحکمت را عوض کرد و در آیه 2 سوره جمعه بیان می کند

هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي اْلأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ (2)

و کسي است که در ميان جمعيت امی رسولي از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها ميخواند و آنها را تزکيه ميکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت ميآموزد هر چند پيش از آن در گمراهي آشکاري بودند!

ولی سوال اینجاست که آن رسولی که حضرت ابراهیم از خدا می خواهد که بیاید و آیات را تلاوت کند و تعلیم کتاب و حکمت بدهد و بعدش همه را پاک کند، آمد ، ولی چرا قومش اینچنین شدند ؟

عده ای ایمان آورده عدهای منافق بودند و عده ای هم کافر .

منافقین خطرناکی مثل ابوسفیان ، معاویه ، عمرعاص ، خالد ابن ولید و غیره .

پس محصول تزکیه رسول الله (ص) چه شد ؟

نکته این است که رسول الله تزکیه را شروع نکردند وگرنه اولی و دومی و ابوسفیان وغیره نبود ؟

تزکیه موکول شد به آینده ، به حوالی زمان ظهور ، این آیه ویزکیهم مربوط است به آینده

چون آیات قرآن منحصر به یک زمان نیستند برای همین همه انبیا (ع) برنامه های خود را فراتر از عمر خود بکار می گرفتند و ادامه ماجرا را بعد از این که حوالی ظهور رجعت کنند می گذاشتند .

در این باره امام خمینی ره می فرمایند :

انسان یک همچه موجودی است که اگر تحت تربیت واقع نشود، هیچ حیوانی در عالم ، هیچ موجودی در عالم به خطر ناکی این موجود نیست و به موذیگری این موجود نیست .

همه انبیا که آمده اند ، برای تربیت این موجودند که اگر سرخود باشد عالم را به هم می زند و مع الاسف انبیاء هم موفق نشدند به این که ماموریت خودشان را تحقق بدهند

والعصر ان الانسان لفی خسر

عصر محتمل است که در این زمان حضرت مهدی (سلام الله علیه ) باشد ، یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدی ، و در عصر ما حضرت مهدی (سلام الله علیه ) است .

قسم به عصاره موجودات عصر ، فشرده موجودات ، اینکه فشرده همه عوالم است ، یک نسخه ای است ، نسخه تمام عالم .

همه عالم در این موجود ، در این انسان کامل ، عصاره است و خدا به این عصاره قسم می خورد و می فرماید که :

ان الانسان لفی خسر

انسان در خسارت است ، انسان شقی است . الا الذین آمنوا یعنی الا آن اشخاصی که تحت تربیت واقع شده اند ، نه اسلموا ، آمنوا ، مومن ها

غیر اشخاصی که که در تحت تربیت انبیاء عظام واقع شدند و در این زمان در تحت تربیت رسول اکرم واقع شده اند.

همه اشان خسارت دارند ، در زیان و خسر هستند .

مستثنی فقط مومنینند که مونین البته دارای این صفات هم هستند

و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر این استثناست . مابقی همه ما دیگر در خسران هستیم .

خدایا در دوران غیبت بسر می بریم هنوز برای امام زمان عج تربیت نشده ایم خدایا ما را بوسیله سیدمان رسول الله (ص) تزکیه بفرما .

به بهترین صورت آن طوری مد نظر ایشان است ، نه آن طوری که خودمان می خواهیم ما را تزکیه کن وگرنه ما چیزی از اقوام گذشته کم نداریم .

خدایا ماه رجب وشعبان است به ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم ما را تزکیه کن .

شب مبعث رسولی است که آمده همه مومنین را تزکیه کند آن مومنینی که با نور ایمان باز هم در ضلال مبین (گمراهی آشکار) هستند .

خدایا به یمن وجود ایشان و بعثت ایشان ما را در راستای ظهور امام زمان عج تزکیه بفرما که علم بدون تزکیه خطرناک است .

برای خوشنودی سیدما رسول الله صلواتی نثار فاطمه زهرا سلام الله علیه : اللهم صل علی محمد و آل محمد عجل فرجهم .

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:25  توسط پوریا  | 

مودت یا محبت

بسم الله الرحمن الرحيم

و اعتصمت بحبل الله

  

« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »

‏ بگو:  به ازاى آن[رسالت‏] پاداشى از شما نمي‏خواهم‏، مگر مودت درباره خويشاوندان‏ را(9ـ سورة شوري، آية23ـ ص486

 

بين محبت و مودت چه تفاوتي است؟

در قرآن دو كلمه مترادف بكار نمي رود.

در محبت آن طور كه بخواهيم رفتار مي كنيم و ممكن است محبوبمان آن را نخواهد.

در مودت آن طور كه محبوبمان بخواهد رفتار مي كنيم .

اگر ما طبق دستوراتي كه از طريق هدايت به ما مي رسد يا توسط اهل بيت(ع) به ما مي رسد حبمان را ابراز كنيم به اين مي گويند مودت.

كساني كه همراه امام حسين (ع) به سوي كربلا روان بودند رفتارشان با امام (ع) بر اساس مودت بود نه محبت.

محبت داشتند ولي محبتشان تربيت شده بود و با  تبعيت همراه بود .محبت تنها كافي نيست.

اهل كوفه امام حسين (ع) را دوست داشتند.

آن دزد كه در بين راه امام (ع) را ديد و همراه نشد محبت داشت ، مودت نداشت.

وقتي از امام حسين (ع) درباره‌ي يارانش پرسيدند ، ايشان فرمودند :

و أمرهم أمري و رأيهم رأيي(1)

يعني : نظر آنها نظر من است و امر آنها هم امر من است.

در يكي از همين شهرستانها در ظهر عاشورا يك عده زرتشتي ، آتشي درست مي كنند و به احترام امام حسين (ع) از روي آن رد مي شوند .

آيا اين كار را امام (ع) مي خواهند ؟ نمي دانم .

ولي كارشان براساس محبت است و شايد حوائجشان هم داده مي شود.

ما كه مدعي تشيع هستيم بايد بهتر رفتار كنيم .

در مودت محبت است و گرنه اطاعت معنا مي شود.براي همين در آيه فوق خدا امر به مودت نكرد ،‌بلكه گفت اگر دوست داريد مودت كنيد.

يك آيه در قرآن داريم

 قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللََّّهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ

  بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من تبعيت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد/ آل‏عمران 31

آيه ديگري هم هست كه:

فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ

بزودي قومي‌مي‌آيند كه خدا را خيلي دوست دارند و خدا هم آنها را خيلي دوست دارد/ مائده  54

در ايه اول خدا(خليفه خدا) مي گويد اگر من را دوست داريد از من تبعيت كنيد خدا (خليفه خدا) هم شما را دوست داشته باشد.

در آيه دوم آمدن قومي كه اين طوري هستند را مي گويد .كه در احاديث اين قوم را قوم سلمان (ع) گفته اند.

پس ما اگر مي خواهيم كه خدا ما را دوست داشته باشد بايد تبعيت كنيم با محبت كه مي شود مودت.

__________________________________________________________________________________________________________

‌1-... أنا عازم على الخروج إلى مكة و قد تهيأت لذلك أنا و إخوتي و بنو أخي و شيعتي و أمرهم أمري و رأيهم رأيي ...

امام حسين(ع) در هنگام وداع با برادرشان محمدبن‌حنفيه به ايشان فرمودند: ... من تصميم بر خارج شدن به سوي مكه دارم و من به همراه برادرم و برادرزادگانم و شيعيانم براي آن آماده شده‌ام، و امر آنان امر من، و رأيشان رأي من است... / بحارالأنوار ج44 ص328  باب37: ماجرى‏عليه‏بعد بيعة الناس ح2 [إرشادشيخ‏مفيد]

 

2- أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ وَ مَنْ ذُكِرَ الْحُسَيْنُ عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّةِ

امام صادق(ع) فرمودند: هركس نزدش از حسين(ع) يادي شود و از چشمش به اندازه بال پشه اي اشك جاري شود، ثوابش به عهده خدا خواهد بود و براي او به كمتر از بهشت راضي نمي شود، / كامل‏الزيارات  ص100 / ثواب‏الأعمال  ص 84 / وسائل‏الشيعة  ج14  ص507

3-- روي أن النبي )صلی ‏الله‏ عليه ‏وآله ‏و سلّم‏( سئل عن هذه الآية فضرب بيده على عاتق سلمان فقال: هذا و ذووه. ثم قال: لو كان الدين معلقا بالثريا لتناله رجال من ابناء فارس.

از رسول الله(ص) در مورد آية يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ سؤال شد. حضرت با دستشان بر شانة سلمان زدند و فرمودند: اين شخص و يارانش هستند. سپس فرمودند: اگر دين به ستارة ثريا آويخته شده باشد، هر آينه مردمي از فرزندان فارس به آن دست خواهند يافت. / مجمع  البيان ج‏3   ص‏321 (روايت  از كتاب  المصنّف  إبن أبي شيبه ج 12 ص206 و  معجم كبير   طبراني ج10 ص251  ح10470)
/  الميزان‏(عربى‏)  ج‏5  ص‏388 / تفسيرتبيان  ج‏2 ص‏556 / صحيح‏ بخارى‏ ج‏5  ص‏171 / سنن ‏ترمذى  ج‏5  ص‏638

2 نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 3:9  توسط پوریا  | 

غدیر

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اين مقاله ناچيز و ناقص ارائه مي شود فقط جهت عرضه خدمت امام زمان (عج)

 ان شاء الله مورد تاييد ايشان باشد.

 

اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ 257 بقره

خداوند سالار(ولي) كاروان  مؤمنين است. دستشان را مي‏گيرد از ظلمتها به سوي نور مي‏برد.

 

اگر ولي را كاروان سالار تعريف كنيم و با اين معنا مولا اميرالمؤمنين(ع)‌ را نگاه كنيم، عيد غدير خم، عيد معرفي كاروان سالار(ولي) مؤمنين است، معرفي سرپرست نيست، معرفي دوست و ياور نيست، معرفي هم پيمان نيست، معرفي كاروان سالار است .

 امام زمان(عج) ‌ولي خدا بر مردم هستند. يعني چه؟ يعني از جانب خدا مردم را ولايت مي‏كنند. يعني مردم را از ظلمتها به سوي نور حركت مي‏دهند، مردم را در اين سفري كه به سمت خدا دارند كاروان سالاري مي‏كنند.

هركس ولايت خدا را قبول نكند در ولايت طاغوت قرار مي گيرد يعني كاروان سالار آن طاغوت است.

ولايت هم مثبت است هم منفي ، بعضي وقتها طاغوت ولي يك عده اي است چه كساني ؟ كساني كه كفر ورزيدند. يعني در كارواني كه همه به سمت خدا داريم مومنين را خدا كاروان سالاري مي كند و به سمت بهشت مي برد و كفار در كارواني به ولايت(كاروان سالاري) طاغوت و شيطان هستند .

 

اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

-257(بقره)

خدا سالار و ولي كاروان مومنين است كه آنها را  از تاريكي ها خارج مي كند و به سمت نور مي برد و كساني كه كفر ورزيدند  ولي و سالار كاروان آنها طاغوت است كه آنها را  از نور خارج و به سمت تاريكي ها مي برد كه اينها اهل آتش هستند و دذ آن هم جاودانه اند.

تمام انبيا و رسولان (ع) براي غدير آمدند ، هر نبيي آمد و خبري از جانب خداوند آورد و رسولان آمدند و آن چيزهايي كه خدا مي خواست ارسال كند ارسال كردند و پيامبران الوالعزم (ع)‌ نيز خبرهاي بزرگ و نعمتهاي زيادي را بر مردم مي آوردند  و هر كدام قسمتي از دين اسلام[1] را براي مردم مي آوردند تا اين كه در واخر عمر شريف رسول الله (ص) تمام دين و تمام نعمت خدا ارسال شد و آن در روز غدير و معرفي ولي(كاروان سالار) مومنين است.

بعد از روز عيد غدير  ديگر هيچ فريضه اي از جانب خدا نيامد[2] و نبوت خاتمه پيدا كرد و براي همين رسول خدا (ص) خاتم النبيين هستند.

 رسول الله(ص) در روز غدير فرمودند: آگاه باشيد كه هر كس من مولي او هستم، علي مولي او است و هر كس كه من ولي او هستم علي ولي او است و هر كس كه من نبي او هستم علي امير او است. [3] 

در روز غدير اين آيه نازل شد : 

...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً...

امروز، كافران از دين شما، مأيوس شدند؛ بنابراين‏، از آنها نترسيد! و از من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم‏؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم‏؛ و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم. / مائده 3

بواسطه معرفي ولي عالم اميرالمؤمنين (ع) دين كامل شد ونعمت خدا بر مردم تمام شد و كافران هم نااميد شدند و از اين اسلام مردم ، خدا راضي است.

خوب سوال اينجا مطرح مي شود كه اگر نعمت تمام شده و دين كامل شده پس چرا حال روز مردم دنيا اين چنين است ؟ چرا مسلمين اين چنين پراكنده و متفرقند ؟

چرا اين همه ظلم و جور در جهان است ؟

بر اساس اين حديثي[4] از امام صادق (ع) تمام نعمت داخل شدن در بهشت است .

پس الان بايد در بهشت بوديم و وقتي كه در غدير نعمت تمام شد و دين كامل شد همه بايد در بهشت مي رفتيم.

بله تمام نعمت و تمام دين را رسول خدا آوردند و معرفي كردند وليكن مردم نپذيرفتند در نتيجه خدا از آنها دريغ كرد تا زمان ظهور قائم (ع) . 

در حديث[5] طولاني از رسول خدا (ص) كه يكي يكي اهل بيت (ع) را نام مي برند يكي از اصحاب(جندب) كه قبلا يهودي بوده مي گويد:

((اي رسول خدا (ص) ما ذكر و ياد آنها را در تورات ديده ايم و موسي بن عمران (ع) ما را بوجود شما و اوصيايي پس از شما كه از ذريه شما هستند مژده داده است.

آنگاه رسول خدا (ص) اين آيه شريفه را خواندند :

( وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم أمنا)

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد؛ و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده‏، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت‏؛ و ترسشان را به امنيّت و آرامش مبدّل مى‏كند

آن فرد(جندب) از رسول خدا پرسيد :

اي رسول خدا بيم و ترس آنها چيست ؟

رسول خدا (ص) مي فرمايند:

اي جندب در زمان هريك از آنان (امامان)‌ حاكم و فرمانروايي وجود دارد كه آنها را رنج داده و اذيت مي كنند ، و اگر خداوند در ظهور قائم ما شتاب فرمايد زمين را همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده است ، آكنده از عدل و داد مي كند. سپس ادامه دادند :

خوش بحال كساني كه در زمان غيبت او اهل صبر و شكيبايي هستند خوش بحال پرهيزگاران و پويندگان راه آنان ، آنان كساني هستند كه خداوند در كتابش آنان را چنين وصف كرده :

آن كساني كه به غيب ، ايمان دارند .

((آنان حزب الله هستند، بدانيد كه حزب الله پيروز است .)) 

در زمان ظهور قائم آل محمد (ص) است كه دين كامل و ديني كه مورد پسند خداست واقع مي شود[6] . 

در آن وقت تمام بركات زمين و آسمان بر سر مردم ريخته مي شود و زمين به بهشت تبديل مي شود و ترس خوف از بين مي رود.

در زمان غدير قرار بود از طريق اميرالمومنين تمام نعمت بر انسانها آورده شود و زمين به بهشت تبديل شود وليكن مردم نپذيرفتند و در پذيرفتن دين خدا اكراهي نيست.

(لا اكراه في الدين...)256 بقره

ولي خودشان ضرر كردند و به تبع آنان همه مردم .

كسي كه آن روز دنبال غدير بود اگر امروز باشد دنبال ظهور هست، تا آن چيزي كه در غدير مردم نخواستند دوباره جاري شود.

خدايا ما را جزو دنبال كنندگان غدير قرار بده .

يكي از نكاتي كه در غدير اتفاق افتاد اين بود كه پيامبر در بين كاروان حج بوده اند و در روز غدير دستور مي دهند كه هركس كه جلوتر رفته بازگردد و هركس كه عقبتر است برگردد .

منظور اينكه هميشه بايد با امام باشيم نه جلو بزنيم و نه عقب بمانيم.

المتقدم لهم مارق ، والمتأخر عنهم زاهق[7] 

در نماز واجب است دوبار سوره حمد را بخوانيم و در آن هميشه مي گوييم

اهدنا الصراط المستقيم  صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و الضالين.

خدايا ما را به راه مستقيم هدايت كن ، راه آن كساني كه به آنها نعمت داده اي ،‌ نه راه كساني كه بر آنها غضب كردي ، ونه راه گمراهان.

اين نعمت چيست كه كساني كه در صراط المستقيم هستند اين نعمت را دارند؟ واگر كسي كه خدا به او اين نعمت را نداده باشد جزو دو گروه غضب شدگان يا گمراهان قرار مي گيرد .

آيا اين نعمت مي تواند نعمتهاي ظاهري مثل خورد و خوراك يا مال و املاك و رفاه باشد .

 جواب : خيلي از كفار هم آن را داشته اند پس بايد در صراط المستقيم باشند !

 اين ملاك صحيحي نيست

در دعاي ندبه است، مي گوييم و صراطه المستقيم يا در جايي ديگر داريم كه يابن السبل الواضحه! اي پسر كساني كه راههاي واضح خدا بودند. سبيل يعني چه؟ راهي كه آدم بايد از درون آن حركت كند، نه آدم نگاهش كند. امام، سبيل است، امام صراط است.

 اهدنا الصراط المستقيم ما را به اميرالمؤمنين هدايت كن. پس! امير المومنين (ع) صراط هستند؟! مگر مي شود؟ معني آن چه مي شود؟ اميرالمومنين صراط است يعني چه؟ يعني به قدري شفاف شده، به قدري شفاف شده، در ميان كوه عظيم يك روزنه است، يك تونل است، يك سبيل است، يك صراط است. از اين ارتفاع عظيم نمي توانيم عبور كنيم مگر از اين صراطي كه در آن قرار داده شده است. مگر از اين سبيلي كه در آن قرار داده شده است. همه جا ديوار محكم است. همه جا كوه است، محكم است، يك راه در آن است. عجب! پس امام يعني آن فضاي رقيق شده؟! تازه داريم به معناي امام نزديك مي شويم. امام يعني آن فضاي رقيق شده در ميان كوه. پس امام يعني آن تونل كنده شده در ميان كوه. پس امام يعني آن جاده كشيده شده در ارتفاعات صعب العبور و بيابانهاي مهلك. چه قدر جالب! در جايي ديگر از دعاي ندبه مي گوييم يابن المعجزات الموجوده! يابن الدلائل المشهوده! يابن الصراط المستقيم! اي پسر صراط المستقيم! ما راضي نشويم معناي صراط را ضعيف بدانيم. صراط يعني آن مسيري كه بايد درون آن قرار بگيريم و از آن طريق به سوي خدا حركت كنيم.

نعمت اهل بيت عليهم السلام هستند و كسي كه در صراط المسقيم است داراي نعمت است و مشمول آيه صراط الذين انعمت عليهم است .

در سوره لقمان آيه 20 خداوند مي فرمايد : 

( ألم تروا أن الله سخر لكم ما في السماوات وما في الأرض وأسبغ عليكم نعمه ظاهرة وباطنة ومن الناس من يجادل في الله بغير علم ولا هدى ولا كتاب منير) 

آيا نمي بينيد كه خدا برايتان از آنچه در آسمانها و زمين است مسخر شما كرده و نعمتهاي ظاهر و نعمتهاي باطن را برايتان فراوان كرده و بعضي از مردم با خدا مجادله مي كنند در حالي كه نه علم دارند و نه هدايت دارند و نه كتاب روشني دارند.

در حديث[8] از امام موسي كاظم (ع) است كه :

نعمت ظاهر امام ظاهر است و نعمت باطن امام غايب است .

نكته ديگر اينكه در غدير دو شيء گرانبها مطرح شد كه هرگز از هم جدا نمي شوند و آن عترت و قرآن است .

امام (ع) ولي مردم است وقرآن كتاب هدايت آنهاست و تمام ريز و درشت عالم در آن بيان شده[9] و كسي براي عبور از

 راههاي دشوار و صعب العبور نيازبه فردي قدرتمند دارد كه او را از مهلكه ها نجات دهد و سالار كاروان باشد و كسي به

 تنهايي و با استفاده از كتاب هدايت بدون ولي نمي تواند از اين سفر به سلامت عبور كند و در كاروان شيطان قرار مي گيرد.

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم 


1- إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلامُ (آل‌عمران19)

2- عن ابن أذينة قال : سمعت زرارة عن أبي جعفر عليه السلام ان الفريضة كانت تنزل ثم تنزل الفريضة الأخرى فكانت الولاية آخر الفرايض فأنزل الله " اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا " فقال أبو جعفر: يقول الله : لا انزل عليكم بعد هذه الفريضة فريضة . / تفسير العياشي - محمد بن مسعود العياشي -  ج 1 - ص 293

3-  أَلَا مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَعَلِيٌّ وَلِيُّهُ وَ مَنْ كُنْتُ نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُهُ

  تهذيب‏الأحكام ج3  ص144 / تفسير فرات‏كوفي  ص517 /   احتجاج  ج1  ص113 / بحارالأنوار  ج28  ص221  و ج29  ص82 و000   

4-عن هشام بن سالم عن أبي عبد الله عليه السلام قال : تمام النعمة دخول الجنة . ( 4 ) تفسير العياشي - محمد بن مسعود العياشي - ج 1 - ص 293

5- قال جندب : يا رسول الله قد وجدنا ذكرهم في التوراة ، وقد بشرنا موسى بن عمران بك وبالأوصياء بعدك من ذريتك . ثم تلا رسول الله صلى الله عليه وآله : ( وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم ‹ صفحه 9 › وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم أمنا ) ، فقال جندب : يا رسول الله فما خوفهم ؟ قال : يا جندب في زمن كل واحد منهم سلطان يعتريه ويؤذيه ، فإذا عجل الله خروج قائمنا يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما . ثم قال عليه السلام : طوبى للصابرين في غيبته ، طوبى للمتقين على محجتهم ، أولئك وصفهم الله في كتابه وقال : ( والذين يؤمنون بالغيب ) ، وقال : ( أولئك حزب الله ألا إن حزب الله هم المفلحون ) / معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) - الشيخ علي الكوراني العاملي - ج 5 - ص 8 - 9 

6- تأويله : قال محمد بن العباس ( رحمه الله ) : حدثنا علي بن عبد الله ، عن إبراهيم بن محمد الثقفي ، عن الحسن بن الحسين ، عن سفيان بن إبراهيم ، عن عمرو بن هاشم ( 5 ) عن إسحاق بن عبد الله ، عن علي بن الحسين عليهما السلام في قول الله عز وجل ( فورب السماء والأرض إنه لحق مثل ما أنكم تنطقون ) قال : قوله ( إنه لحق ) هو قيام القائم . وفيه نزلت ( وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم أمنا) /. تأويل الآيات - شرف الدين الحسيني - ج 2 - ص 615

7- الإمام الصادق ( عليه السلام ) : كان علي بن الحسين ( عليهما السلام ) إذا زالت الشمس صلى ثم دعا ، ثم صلى على النبي ( صلى الله عليه وآله ) فقال : اللهم صل على محمد وآل محمد ، شجرة النبوة ، وموضع الرسالة ، ومختلف الملائكة ، ومعدن العلم ، وأهل بيت الوحي . اللهم صل على محمد وآل محمد ، الفلك الجارية في اللجج الغامرة ، يأمن من ركبها ، ويغرق من تركها ، المتقدم لهم مارق ، والمتأخر عنهم زاهق ، واللازم لهم لاحق ( 2 ) . أهل البيت في الكتاب والسنة - محمد الريشهري -  ص 97  

8- معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) - الشيخ علي الكوراني العاملي - ج 5 - ص 337 - 338

* سورة لقمان * [ ( ألم تروا أن الله سخر لكم ما في السماوات وما في الأرض وأسبغ عليكم نعمه ظاهرة وباطنة ومن الناس من يجادل في الله بغير علم ولا هدى ولا كتاب منير ) ] ( لقمان - 20 ) . أن المهدي عليه السلام في غيبته هو النعمة الباطنة في الآية [ 1774 - ( الإمام الكاظم عليه السلام ) " النعمة الظاهرة الامام الظاهر ، والباطنة الامام الغائب ، فقلت له : ويكون في الأئمة من يغيب ؟ قال : نعم يغيب عن أبصار الناس شخصه ولا يغيب عن قلوب المؤمنين ذكره ، وهو الثاني عشر منا يسهل الله له كل عسير ، ويذلل له كل صعب ، ويظهر له كنوز الأرض ، ويقرب له كل بعيد ، ويبير به كل جبار عنيد ، ويهلك على يده كل شيطان مريد . ذلك ابن سيدة الإماء ، الذي تخفى على الناس ولادته ، ولا يحل لهم تسميته حتى يظهره الله عز وجل فيملأ الأرض قسطا وعدلا ، كما ملئت جورا وظلما " ] * 1774 - المصادر : * : كمال الدين : ج 2 ص 368 ب‍ 34 ح‍ 6 - حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني رضي الله عنه قال : حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه ، عن أبي أحمد محمد بن زياد الأزدي ‹ صفحه 338 › قال : سألت سيدي موسى بن جعفر عليهما السلام عن قول الله عز وجل : وأسبغ عليكم نعمه ظاهرة وباطنة ، فقال عليه السلام : -

 

9-وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ (نحل 89)

 

2 نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 16:15  توسط پوریا  | 

تمسْک به قرآن و حديث يا تبعيت از امام حي

************************************************************

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و توکلت علی الله

    این مقاله جهت عرضه به امام (ع) است ان شاءالله مورد تایید باشد.
سید ما رسول الله  (ص)  در طول  23 سال رسالت مبارکشان ، به تدريج قرآن را آوردند و به مردم تعليم دادند و جامعه آن زمان جامعه ای نبود که تربیت قرآنی شوند ، در نتیجه یک عده ای از صحابه آدم های ناجوری در آمدند ، بسیاری هم آدمهای مخلصی بودند

اینها هر جا می رفتند آیات قرآن  تلاوت می کردند و قال رسول الله می گفتند . اینها صحابه (کسانی که پیامبر را دیده بودند) بودند نه تابعین (نسل دومی ها)

 وقتی سید ما رسول الله (ص) به رحمت خدا رفتند این همه آیات و قال رسول الله گفتن آنها ،  آنها را نجات نداد  و در ماجرای سقیفه کم آوردند  و بعد در زمان حکومت امیر المومنین (ع)  یک سری از این افراد با اینکه بسیار هم می دانستند ولی در برابر مولا امیر المومنین (ع) ایستادند مثل طلحه و زبیر .

 

طلحه و زبیر و افراد مشابه تمسک به قرآن و حدیث داشتند ولی آنها را نجات نداد و نتوانست مانع دنیا طلبی آنها شود . در حالی که آنها با پیامبر سالها رفت و آمد  داشتند.

آنها به سمت امام (ع) نرفتند زیرا می گفتند ما خودمان از  رسول الله شنیدیم  دیگر به امام چکار داریم قرآن هم که داریم خیلی ها این جور بودند
یکی از این افراد مطرح ابن عباس است که جزو صحابه بوده و عمر طولانی داشته است و چندین معصوم (ع) را دیده است .
ابن عباس در زمان خودش از شاگردان اول و از فقهاي بزرگ دين بود ولی در ماجرای کربلا کم آورد.
ابن عباس علاوه بر رسول الله (ص)  در خدمت امیر المومنین بوده و حاضر است که در بسياري جاها امام را همراهي کند ولی وقتی در کربلا امام حسین (ع)  از او می خواهند که با آنها بیاید حرف امام را گوش نمی دهد و امام (ع) را نصیحت می کند .
در نتیجه از کربلا جا ماند .
ابن عباس تفسير قرآن را از اميرالمؤمنين (ع) آموخت ، در زماني که خيلي از افراد سراغ اميرالمؤمنين (ع) نمي آيند ، چنين افرادي مي روند و از معارفي که نزد امام هست بهره مي گيرند . ابن عباس ، مفسر درجه يک دوران است ، قال رسول الله گوي درجه يک دوران است . زمانيکه خدمت امام عليه السلام مي رسد ، ابراز محبت مي کند . دقت کنيد ، مي خواهيم ببينيم رفتار کسي که دنبال قرآن و سنت بوده ، سعي کرده که شاگرد اول باشد و درجه يک و مقيد هم باشد ، در مقابل امام حي چگونه است . امام را دوست دارد ، حاضر است که در بسياري جاها امام را همراهي کند ، ولي همراه امام بسوي کربلا راه نمي افتد و امام را نصيحت مي کند ، لذا رستگار نشد ! ابن عباس مي خواهد در جامعه لب به سخن باز کند ، نهايت چيزي که به جامعه مي خواهد انتقال بدهد چيست ؟ قرآن انتقال مي دهد ، تفسير قرآن انتقال مي دهد ، قال رسول الله ، قال رسول الله گفتن انتقال مي دهد ، ولي همراهي با امام را انتقال نمي دهد چون اين مقوله در وجودش نيست.
ابن عباس ، يک محب اهل بيت عليهم السلام است و  يک شيعه نيست .
شيعه هيچ وقت مخالف امر امامش رفتار نمي کند ، شيعه به دنبال اين است که خواست امامش را بفهمد و او را همراهي کند . امام مي خواستند که ابن عباس هم دنبالشان راه بيفتد ، چرا قبول نکرد ؟ ما ابن عباس را به عنوان شيعه نمي شناسيم ، هر چند که مفسر درجه يک قرآن بود و هر چند که قال رسول الله گوي درجه يک بود ، هر چند که قال اميرالمؤمنين گوي درجه يک بود . امام او را به عنوان فاضل قبول داشت ، به عنوان فردي بسيار فراتر از ديگران قبول داشت ، ولي او امام را نمي شناخت ولو اينکه بارها گفته باشد شما امام هستي .
آن امامي که ابن عباس مي گويد ، به معناي پيشوا است که يک معني پايين است ، نه به آن معنايي که شيعيان قائل هستند . مشابه ابن عباس زياد هستند ، کساني که به اهل بيت عليهم السلام ابراز ارادت مي کردند ، ولي در عمل دنبال مقاصد خودشان بودند . ابن عباس ! چرا همراهي نمي کني؟ خب ايشان مسيرش بسوي شهادت است . باشد . نه ، من هم تفسير قرآن بلد هستم و قال رسول الله بلدم ، من مي روم به تبليغ دين و رشد مردم مي پردازم . هدفش تبليغ دين بود . هدفش ترويج دين بود . در چنين زمانه اي که خوبان جامعه فکر مي کنند که با تقيد به قرآن و سنت رسول الله رستگار مي شوند ، در چنين زمانه اي که قرآن و قال رسول الله گفتن بين مردم رشد مي کند و در عين حال شياطين هم بيشتر اثر مي کنند.

فرمانده جنگ با خوارج مي دانيد چه کسي است [فرمانده سپاه اسلام درجنگ نهروان] ؟ مي دانستيد ابن عباس بوده.

 

ديگر چه کساني فرمانده لشکر شدند ؟ عمار ياسر و مالک اشتر ، نفر سوم ابن عباس . ببينيد کم کسي نبود .

 

تمام کساني که امام (ع) را نصيحت کردند ، از همراهي امام باز ماندند .

 

شايد بگوييد نصيحت امام مسلمين ، جايز است . جايز است ؟ بله ، اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند که ؛ " من را نصيحت کنيد "  جداً مي گوييد ؟ نصيحت امام مسلمين جايز است ؟ شما کلام را از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مي کنيد ، ولي برداشتتان مثل برداشت خوارج است . " لا حکم الا لله " را فهميدند . ولي نمي دانستند کجا بايد استفاده کنند . شما شنيده ايد که نصيحت امام مسلمين جايز است ، ولي کجا ؟
اميرالمؤمنين عليه السلام اين را به چه کساني مي فرمايد ؟ به آن کساني که امامت براي ايشان قائل نيستند ، به آن کساني که مي گويند : اگر تو يک رأي داري ، ما هم يک رأي داريم . به آن کساني که اگر اميرالمؤمنين عليه السلام بخواهد بر اساس وحي الهي کار انجام بدهد ، حاضرند به روي اميرالمؤمنين عليه السلام شمشير بکشند . پيش آن کساني که عارف به حقِّ اميرالمؤمنين عليه السلام نيستند ، حالا که عارف نيستند بايد در حد خودشان صحبت کنند لذا مي فرمايند :
" شما مرا نصيحت کنيد ، من هم نياز به نصيحت دارم "
نه در جمع شيعيان . توجه کنيد که امام عليه السلام ، اين حرف را در جمع شيعيان نزدند . مگر امام عليه السلام از خودش حرف مي زند ؟ مگر غافل شده ، که حالا نياز به نصيحت داشته باشد ؟ وقتي در جمع شيعيان هم بگويي که امام را هم بايد نصيحت کرد ، يعني نفهميده اي امامت يعني چه . امامت ، تجلي خدايي خداوند است . نصيحت کنم يعني چه ؟ يعني خدايي خدا را مي خواهي نصيحت کني !؟ يعني خليفه خدا را مي خواهي نصيحت کني !؟
همین آقا وقتی از او پرسیدند که چرا همراهی امام (ع) را نکردی گفت در حدیثی از رسول الله (ص) اسم یاران امام حسین (ع) آمده بود و من جزو آنها نبودم حدیث را برتر از امام (ع) می داند  .
اشکال ما اينجاست که فکر مي کنيم با قال رسول الله گفتن ، قال الصادق و قال الباقر عليهم السلام گفتن مي توانيم جامعه را نجات دهيم ، در حالي که در صدر اسلام ديديم که اين مقوله باعث نجات نشد . در رأس کساني که رو در روي اميرالمؤمنين عليه السلام ايستادند ، چه کساني بودند ؟ صحابه . کدام صحابه ؟ [آيا] صحابه اي که گاهي اوقات ، رسول الله را ديده بودند ؟ نه ، آنهائي که با رسول الله صلوات الله عليه بسيار همدم بودند ، بسيار يار و همراه بودند ، آنها رو در روي اميرالمؤمنين مي ايستادند . در همين انقلاب هم ديديم ، در مقابل امام (ره) چه کساني ايستادند ؟ همان کساني که از همه بيشتر قال الصادق و قال الباقر مي گفتند . در مقابل آقا چه کساني ايستادند ؟ همان کساني که بيشتر قال الصادق و قال الباقر مي گفتند . ما باید به قرآن و عترت بپردازیم نه قرآن و سنت .چرا دوباره مي گوئيم که راه نجات جامعه ، توسط قرآن و سنت است ؟ چند بار بايد اين موضوع را تجربه کنيم ؟ خب در چنين زماني که در کنار تفسير قرآن و قال رسول الله گفتنها فساد هم بيشتر مي شود ، شياطين به راحتي مي آيند و نفس انسانها را تحريک مي کنند و آنها را منحرف مي کنند .خیلی ها این جور بودند حالا این یک نمونه است . یاران امام حسین (ع) در کربلا دنبال قال رسول الله (ص) و یا قال امیرالمومنین (ع) گفتن نبودند دنبال امام حی بودند دنبال امام زنده زمان خودشان بودند  (ما الان دنبال چی هستیم؟)
البته در مورد قرآن مطلبی است که قرآن کتاب هدایت است و بر اساس آیات اولیه سوره بقره  یک سری هدایت های سطحی را برای متقین باز میکند  ولی هدایت های خاصه را باز نمی کند و می گوید برو از امام اجازه بگیر  (از آیه یهدی للتی هی اقوم ) اقوم  امام (ع) است . هدایت های بالاتر قرآن حتی با اذن امام (ع) هم باز نمی شود و باید شبیه تر به امام شد هرچه شبیه تر به امام (ع) شویم قرآن مطالبی که برای امام (ع) باز می کند برای ما باز می کند.
پس هرکسی بدون امام بخواهد از قرآن استفاده کند در مسایل اساسی گیر می افتد و حتی گمراه می شود.(مثل خوارج)
امروز باید دنبال امام حی باشیم  و از ایشان نفع ببریم .مثل برادران یوسف (ع) که به دستور پدرشان حضرت یعقوب(ع) دنبال یوسف (ع) راه افتادند تا حس کنند یوسف (ع) .ما در انقلاب باید دنبال تحسس امام (ع) باشیم.
خدایا فضا فضای ماه رجب و میلاد سید و مولا امیرالمومنین (ع) است ، خدایا ما را تزکیه کن برای مهدی فاطمه (س)
مهدی جان !  ماها در جامعه خوابیم با زبان خوش اگر می آییم که خوب وگرنه بر ما فشار بیاور.
شما می توانی ما را تغییر دهی ،  به صلاح خودتان ماها را حرکت بدهید .
آب هرچه زلال باشد ، اگر راکد باشد می گندد.

ماها حرکت نداریم  .

از اولین کسانی که در حوالی ظهور بدنیا رجعت می کند و اثر گذاری می کند حضرت علی (ع) ( دابه ) است .

خدایا ! توفیق معرفت و  تبعیت از ایشان را به ما عطا کن !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جمعه 5 مرداد 1386
نویسنده : علی

2 نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 16:1  توسط پوریا  |